مرداد
مرداد ماه مورد علاقهام به کمر کش رسیده است. موردعلاقه نه بهخاطر قربانش بروم، آب و هوای استثناییاش. چرا که همهمان خوب میدانیم مشغول سرویس کردن دهانمان است و دست بردار هم نیست. دوستش دارم از این روی که آدمهای مردادی، یا به عبارتی مردادیهایی را که میشناسم، انسانهای فوقالعادهای هستند. دخترهای مردادی همهشان به اندازهی کافی زیبا هستند و با دوز مناسبی (به اندازهای که قابل تحمل باشد و حالت را به هم نزند) مغرور هستند و رفتارشان را دوست دارم. پسرهای مردادی هم خیلی زیاد با معرفت و کاریزماتیک هستند. بی خیال. ببخشید نمیخواستم از کلمات غلمبه سلمبه یا بیگانه استفاده کنم.
مرداد به کمر کش رسیده است و من هنوز در صفحهی مورد علاقهام مطلبی ننوشتهام. شاید دلیلش این باشد که روزهای اخیر مثل هوای مرداد تهران بسیار مزخرف است. اما همیشه بعضی وقتها از روی منطق و استدلال، و بعضی وقتها هم از روی حماقت، معتقد بودهام که زندگی زیباست و همیشه زندگی ارزش تلاش بیشتر و استقامت و شاد بودن را دارد.
آدمهای خوب درست مثل یک اسپیلت 18000 در یک اتاقک 6 متری کوچک هستند. هرچقدر هم که هوای بیرون گرم باشد اگر منافذ را ببندی، و البته کولرت سالم باشد، یخ میزنی و گرما کوچکترین گزندی به تو نمیرساند. آدمهای خوب مثل خنکای دلپذیر در گرمای رقتانگیز هستند، و من یک آدم خوب جدید در زندگی خود پیدا کردهام، که هم حالم را بهتر کرد و هم سرمای مطبوعی در آتش زندگی این روزهایم انداخت. تازه این آدم جزو گروهی است که معمولا مردم آنها را به خوب بودن نمیشناسند.
خدایا به خاطر خلقت آدمهای خوب ازت سپاسگزارم...
- کاریزما
تنهايى