لانه گنجشک

دی‌شب در توییتر با یک پروفایل خاص برخورد کردم. توییت‌های بسیار خوبی داشت. کاملا فارغ از حال و هوا و کشت و کشتارهای توییتر.
بعد از این‌که چند ده توییت خوندم، برگشتم به بیو و روی لینک کلیک کردم. یک کانال تلگرام. نوشته‌های بلند خودش بود. از اصطلاحات استفاده شده در جملات می‌شد حدس زد که نویسنده شمالی است. البته من دقیقا با اصطلاحات آشنا نیستم و از روی نوع واژه نمی‌تونم تشخیص بدم که نویسنده یا نوشته به کدام قسمت شمال برمی‌گردد. حال و هوای نوشته‌ها من رو برد به زمان وبلاگستان.
در زمان بلاگ‌نویسی، ما به صورت عادی باهاش برخورد نمی‌کردیم. این‌که می‌نویسم ما، چون امثال من بسیار زیاد بود. کسانی‌که دنیای وبلاگ‌ها، از دنیای واقعی خودشون بزرگ‌تر شده‌بود و یک یا چند بلاگ براشون حکم زندگی رو داشت.
وبلاگ #میچکاکلی رو دقیقا به‌خاطر می‌آرم. تک‌تک پست‌ها و اصطلاحاتش رو. صاحب وبلاگ شمالی بود. ان‌قدر قدرت فضاسازی نویسنده بالا بود که اطمینان داشتم اگر یک روزی به شهر نویسنده برم، می‌تونم خونه‌اش رو پیدا کنم و ادعا کنم که برام جای غریبی نیست و مدت‌ها می‌شناسمش.
دی‌شب باعث شد ضمیر ناخودآگاهم فعال بشه و دنبال میچکا کلی بگردم. متاسفانه وبلاگ نابود شده و اثری ازش نیست. ای‌کاش زودتر یادم می‌افتاد و ازش بک‌آپ می‌گرفتم. ای‌کاش هر کسی‌که دستی برآتش نوشتن داره، حالش خوب باشه و دنیا ان‌قدر براش به‌تنگ نیاد که بزنه نوشته‌هاش رو پاره کنه، یا بسوزونه و یا وبلاگ رو کلا پاک کنه. چون در این‌حالت حتی گوشه‌ورقی، خاکستری، چیزی هم براش باقی نخواهد ماند.
از همکارم پرسیدم، میچکا کلی یعنی لانه گنجشنک :)

وارث هشت مقدس

آن‌روزها که هنوز انکار دین پدری‌مون کلاس محسوب نمی‌شد و یکی از تفریحات شایع ایرانی‌ها زیارت امام‌زاده‌ها بود، دست در دست پدر و مادرهامون به زیارت می‌رفتیم.
وقتی در نزدیک‌ترین فاصله نسبت به ضریح قرار داشتیم، با دستان کوچک‌مون، کتاب‌چه‌های زیارت‌نامه‌ی امام‌زاده رو ورق می‌زدیم و با سواد اندکی که داشتیم، بدون کوچک‌ترین توجه به معنی شروع می‌کردیم به خوندن:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ...
هر کسی که در تدوین زیارت‌نامه‌ها نقش داشت، با استفاده از زیارت وارث در ابتدای اون، می‌خواست به ما بفهمونه به زیارت مزار آدم مهمی اومدیم. کسی که خلافت خداوند بر زمین، دست به‌دست گشته و به دست او رسیده.
ام‌روز اما، پس از تلاش سرسخت حاکمان در کاهش محبوبیت این میراث، و رفتار وراث در کاهش تقدس این میراث، امام‌زاده‌ها روز به‌روز خلوت می‌شه و عوامل مقدس در ذهن مردم تغییر می‌کنه.
من در این لحظه باید ببینم، چه اتفاقی افتاده که پارامترهای مقدس از کودکی در ذهنم یکسان باقی مونده و کوچک‌ترین تغییری نکرده. شاید عملکرد وراث بی‌تاثیر نبوده. امیدوارم وارث جدید ۸ مقدس، عملکردی داشته باشه که آیندگان نیز، همین حس رو داشته‌باشند...