فضای اتاقم آنقدر دلپذیر شده که فقط و فقط وبلاگ نویسی می چسبد. همیشه و هر وقت که نیاز به نوشتن و اعتماد به چهار چوب ِ وبلاگ پیدا می کنی، بسیار بسیار گوارا است اگر یک موسیقی ِ باب ِ میل مشغول اجرا باشد، و در هر ساعتی از شبانه روز، سکوت و آرامش جاری باشد، آنقدر جاری که به رگهای تو راه پیدا کند و خون در انگشتانت جریان پیدا کنند، و ابتدای انگشتها، همان جایی که چندی پیش تماسی دلپذیر را تجربه کرده است به پیوند صفحه کلید برسد و به قول ِ "صابر ابر" معجزه اتفاق بیافتد...
آه. باز احساساتی شده ام.
فرصت برای ِ نوشتن بسیار مناسب است. از نبرد افسانه ای میهمان بازی ابتدای سال، گرد و خاکی بر جای مانده، و من اجازه ی همصحبتی با وبلاگم را به غنیمت می برم. باید دوباره برای چند ساعت دیگر خودمان را تجهیز کنیم. به روحیه نیاز دارم. به همین دلیل می خواهم به شما بگویم همه چیز روبه راه است، و هیچ چنگالی قلبم را نمی فشارد، بغضی ندارم که مانند تکه آشغالی غول آسا راه گلویم را گرفته باشد و ...
بگذارید حالا که حس ِ خوبی داریم و خوشبختیم، وبه اینجای ملودی ِ درحال اجرا رسیدیم، همخوانی کنیم:
کنارت چقدر حال ِ من بهتره،
از اونحالی که این روزا می شه داشت
اگه دنیا هرچی که داشتم گرفت،
ولی دست ِ تو، توی ِ دستم گذاشت
بگو تا کجا می شه همدست بود؟؟؟1
....
بسمونه... روز بخیر...
-----------------------------------
1- ترانه "همدست" از گروه seven، ترانه سرا دکنر افشین یدالهی و + لینک دانلود