هواپیما، دزد و پلیس
با یک جمله تکراری حرفم را شروع میکنم. لحظه لحظهی زندگی انسان را انتخابها تشکیل میدهند. انتخابهای مشترک یک نسل، از روی اختیار یا جبر!
- نمیدانم چرا تازهگیها از جملههای معترضه خوشم میآید. -
خب. امروز به فکر فرو رفتم که یکی از انتخابهای جبری زندگی ما، بازیهای کامپیوتری هیجانی و پایه محور بود. یعنی نقش اصلی بازی را یک فرد یا گروه، یا یک جسم و هرچیز دیگری، ایفا میکرد و مدیریت از هستهی پردازشگر بازی برمیخاست و در نهایت کسی که کنترل بازی را دردست داشت، با اعمال مهارت میتوانست بعد از کلی خاکخوری و مرارت به هدف برسد.
نمیدانم منظورم را گرفتهاید یا نه.
منظورم این است که نسل ما، حتی در تفریحها و بازیهای کامپیوتری هم تحت مدیریت، کنترل و تعقل دیگران قرار داشت. اما امروز، نسل امروز، علاقه به انتخاب بازیهای استراتژیک دارد. دوست دارد مدیریت در دست خودش باشد و دیگران برایش تلاش کنند.
امروز وقتی یک پسر جوان در بازی موبایلش غرق شدهبود، به این فکر افتادم. شاید درد کوچکی برای زخم نسل خودمان در دلم شکل گرفت، اما تردید ندارم با این روش امروز حداقل، کسی نمیتواند به این نسل حکومت کند. یعنی ممکن است یک روز، در گوشهای از این شهر، کاغذ ِ تباهی ِ فکری مردم مشتعل شود و دامن این آتش تمام دنیای ما ایرانیهای نگونبخت را بگیرد.
بچههای نسل امروز، امیدوار کننده هستند...
تنهايى