چند سال پیش، در خیابانی نزدیک به میدان کاج، قتلی اتفاق افتاد. یک دزد خیابانی به‌دلیل پافشاری عابر در نگهداری یک برگ چک پنجاه هزار تومانی، او را با ضربات چاقو به‌قتل رساند.

مردم بعد از شنیدن خبر، شگفت‌زده شدند و زیر لب تکرار کردند که مگر ممکن است، انسانی به‌خاطر تنها 50 هزار تومان، انسان دیگر را به قتل برساند.

با یک بررسی ساده می‌توان به این نتیجه رسید که وقتی چاقویی در دست توست، خود را صاحب قدرت می‌دانی و وقتی قدرت در اختیارت باشد، حکمت لازم‌الاجراست. بعد از آن همه انتظار شنیدن خبر قتلی با دلایل مالی و با مبالغ پایین‌تر را نیز داشتند.

امروز صبح، طبق عادت همیشه قصد داشتم با مترو سر کار بیایم، وقتی قطار به ایستگاه رسید و توقف کرد، و همین‌که درب باز شد، چند نفر به‌خاطر ورود زودتر و استفاده از صندلی داخل قطار با هم درگیر شدند. این درگیری ساده فیزیکی، به منازعه شدیدی منجر شد. و سرانجام یک نفر از طرفین دعوا، آسیب بسیار جدی دید.

بلی، این صحنه در دنیای رو به رشد ما کاملا طبیعی است. حتما باید علاوه بر انتظار رویت اخبار جنایات با دلایل مختلف، منتظر آن باشیم که فردی برای نشستن روی صندلی مترو، هم‌شهری خود را به قتل برساند و از فردای این اتفاق، شنیدن چنین خبرهایی هم برایمان عادی شود. مهم اتفاق اول است.