آنتوان چخوف در یکی از داستان‌های کوتاه معروفش از ابراز علاقه‌ی نامفهوم مردی به دختر مورد علاقه‌اش نوشته. نحوه‌ی شرح داستان، این برداشت را به خواننده می‌دهد که روش مرد برای ابراز علاقه از روی شیطنت است.
من بارها این داستان را خوانده‌ام. ابتدا تصور کردم که این‌گونه است و با یک مرد شیطان طرف هستیم. از همان مردهایی‌که تعدادشان کم نیست و علاقه دارند سربه‌سر خانم‌ها بگذارند. اما پس از مدتی دریافتم این آقا جزو گروهی از مردان است که اتفاقا تعدادشان از دسته‌ی شوخ‌طبع ها بیش‌تر است. مردانی‌که تکلیف‌شان با خودشان مشخص نیست. می‌خواهند و نمی‌خواهند. می‌گویند و نمی‌گویند. و سرانجام همه‌ی علاقه‌شان بر سر نگفتن بر‌هم می‌خورد...